خلاصه داستان: Assi شاهد است که پدرش در دفاع از سرزمین خود کشته می شود. سالها بعد ، او پس از ترخیص از خدمت سربازی برای انتقام جویی به روستای خود باز می گردد ، اما خود را با نوراس پاشا و تأثیر شدیدش روبرو می کند.
خلاصه داستان: ملیک ، که به خاطر دخترش 20 سال در زندان زنده مانده بود ، هنگام آزادی در وسط یک دروغ بزرگ قرار گرفت. تمام بی عدالتی ها و شر انجام شده در مقابل Melike.
خلاصه داستان: این سریال دو خواهر و برادر به نام های امیر و ویسام را دنبال می کند که با سرنوشت از هم جدا شدند. امیر افسر پلیس می شود ، در حالی که ویسام به یک باند می پیوندد. سرنوشت آنها در یک داستان مشکوک در هم تنیده است.
خلاصه داستان: GECE قصد دارد به دانشگاه برود و آرزوی ساخت موسیقی با دوست پسرش امیر را برای کل تابستان داشته باشد. با این حال ، او به همراه خانواده خود به سمت Foça حرکت می کند و با Ozgür ، مربی باشگاه قایق بادبانی ملاقات می کند.
خلاصه داستان: کشف می کند که چگونه زندگی یک دختر در شبکه شهرت مادرش گرفتار می شود. با وجود معصومیت و تلاش های جدی ، دختر خود را ناعادلانه تحت تأثیر احکام و سوء تفاهم های اجتماعی می داند.
خلاصه داستان: او در زیر سایه تاریک جن زندگی می کند در حالی که او دارای ویژگی های فرشته ای است. وقتی این دو در یک داستان عاشقانه "جادویی" قرار می گیرند ، زندگی آمان و روشنی چگونه خواهد شد؟
خلاصه داستان: یاش ، یک بیوه ثروتمند با دو دختر ، با آارتی ازدواج می کند که پسری از ازدواج قبلی خود دارد. هر دو فرد در تلاش دوم خود برای شروع سفر زناشویی با فراز و نشیب های زیادی روبرو هستند.
خلاصه داستان: آزان عشق واقعیشو تو شایرا پیدا میکنه، ولی مامانش، بگم رضیه، میخواد اونو با دختر دوست صمیمیش، نور، ازدواج بده. با اینکه کلی مانع سر راهشونه، اما عشقشون برنده میشه... البته نه برای همیشه!