خلاصه داستان: آنو، دختر مهربان ۲۰ ساله، و آریاوردهان، تاجر مصمّم ۴۶ ساله، در برابر هنجارهای اجتماعی و مخالفت خانواده میایستند. آنها با عبور از سختیها ثابت میکنند که عشق، فراتر از سن و مرزهاست.
خلاصه داستان: این سریال دربارهٔ کوسار (Kausar) و دخترش سحر (Seher) است. کوسار زنی است مصمم و مبارز که در برابر فشارهای جامعه سنتی و موانع اجتماعی ایستادگی میکند تا دخترش بتواند به رویای بزرگش — پزشک شدن — برسد.
خلاصه داستان: کاتا، یک والدین مجرد، برای درمان پسرش به بودجه نیاز دارد. او با ویان روبرو میشود که به او کمک میکند، اما شرایط او او را در موقعیتی ناخوشایند قرار میدهد.
خلاصه داستان: **Ishq Mein Marjawan 2** یک سریال هندی عاشقانه، معمایی و هیجانانگیز است که داستان «ریدانیما» را روایت میکند؛ دختری که برای کشف حقیقت مرگ خواهرش وارد زندگی مردی قدرتمند و مرموز به نام «وانش رای سینگانیا» میشود. با گذشت زمان، رابطهای پیچیده و عاشقانه میان آنها شکل میگیرد، اما رازها، خیانتها و توطئههای متعدد بارها عشقشان را به چالش میکشد. محور اصلی داستان، تقابل عشق، اعتماد و انتقام در میان رازهای خانوادگی است.
خلاصه داستان: جاگریتی، از جامعه به حاشیه رانده شده چیتا، سنت های قدیمی را به چالش می کشد تا مردم خود را قدرتمند کند و با رهبر خود که برای مافیا کار می کند، شاخ و برگ می زند.
خلاصه داستان: عشق بین سجل، دختری دست و پا چلفتی، و یوهان، مرد جوان خوش تیپی که همیشه برای نجات او در اطراف است، شکوفا می شود. با این حال، زندگی واقعی آنها به عنوان موانعی بین رابطه آنها ظاهر می شود.
خلاصه داستان: Bepannah (بیپناه) یک سریال عاشقانه-معمایی هندی است که داستان زویا و آدیتیا را روایت میکند؛ دو نفر که پس از مرگ همسرانشان در یک تصادف، متوجه میشوند همسرانشان با یکدیگر رابطه عاشقانه داشتهاند. آنها در حالی که با غم، خیانت و سوءظن دیگران روبهرو هستند، برای کشف حقیقت و اثبات بیگناهی خود تلاش میکنند و بهتدریج میانشان عشقی عمیق شکل میگیرد. این سریال در سال ۲۰۱۸ با بازی جنیفر وینگت (Zoya) و هارشاد چوپدا (Aditya) پخش شد و بهخاطر داستان احساسی و شیمی قوی بین دو بازیگر اصلی محبوبیت زیادی پیدا کرد.
خلاصه داستان: ایملی، دختر خوشگل روستایی جوان و باهوش، پس از اینکه در باران های شدید به دنبال پناه گرفتن در یک کلبه می گردند، مجبور می شود با یک روزنامه نگار ازدواج کند. با رسیدن به شهر متوجه می شود که شوهرش نامزد کرده است.
خلاصه داستان: آنوپاما برای تبدیل شدن به همسری وفادار، عروسی فداکار و مادری مهربان فداکاری های زیادی کرد، اما در عوض مورد بی احترامی قرار گرفت. پس از درک تلخ، او به زندگی ادامه می دهد.