خلاصه داستان: سریال چشمهایش دریای سیاه روایتی احساسی و پرتنش از زندگی مردی به نام ازیل است؛ مردی که پس از مرگ زنی که سالها او را مادر خود میدانست، با رازهای بزرگی از گذشتهاش روبهرو میشود.
دوبله فارسی زیرنویس فارسی دوبله فارسی تا قسمت 110 اضافه شد
خلاصه داستان: یک مرد ثروتمند بی پروا به نام Esref با یک عشق ناشناخته اسیر می شود. او با نیسان ، نوازنده جوانی که قلبش را مسابقه می دهد ، ملاقات می کند.
خلاصه داستان: صنیحه برای بازگشت به دانشکده حقوق که ناچار شده بود آن را رها کند، با مادرش توافقی میکند: اگر برادرش هالیت ازدواج کند، او میتواند در خانهای که از پدرشان به ارث مانده، زندگی مستقل خود را بسازد. سالها بعد وقتی به آن خانه میرود، بهطور غیرمنتظره با نزهت، یک موسیقیدان جوان، آشنا میشود. استعداد نزهت نه تنها صنیحه، بلکه تمام زنان را مجذوب خود میکند. ازدواج هالیت با مکرّم به جای نالان، همه را شوکه میسازد و صنیحه از این ضربهی خانوادگی به شدت متأثر میشود. اما رازی میان نزهت و مکرّم وجود دارد که سرنوشت همه را بهطور اساسی دگرگون خواهد کرد.
خلاصه داستان: آنو، دختر مهربان ۲۰ ساله، و آریاوردهان، تاجر مصمّم ۴۶ ساله، در برابر هنجارهای اجتماعی و مخالفت خانواده میایستند. آنها با عبور از سختیها ثابت میکنند که عشق، فراتر از سن و مرزهاست.
خلاصه داستان: سریال لابی عشق داستانی عاشقانه و کمدی دارد که در فضای یک هتل شلوغ و پرماجرا روایت میشود. رستم، صاحب هتلی دقیق و وسواسی، با شمس، طراح لباسی سرسخت که از ایده ازدواج فرار میکند، روبهرو میشود. در میان جشنهای عروسی پیدرپی، مهمانان عجیبوغریب و اتفاقات غیرمنتظره، رابطهای پر از کشمکش، طنز و احساس میان آنها شکل میگیرد؛ رابطهای که قوانین معمول عشق را به هم میزند
خلاصه داستان: بزرگ شدن در خوابگاه یاز سعی می کند روی پای خود بایستد. اما اوضاع خوب پیش نمی رود. در این دوره مختلط، او با مادر و پدرش ملاقات می کند که تا به حال آنها را ندیده است. یاز ابتدا در پذیرش آنها مشکل خواهد داشت، اما سپس او ...
خلاصه داستان: زن دیگر آغاز یک داستان عاشقانه، احساسی و خانوادگی است که با ورود زنی مرموز، زندگی همه شخصیتها دگرگون میشود.که شاهد شروع داستانی پر از عشق، خیانت، حسادت، رازهای پنهان، سرنوشت، تصمیمهای سخت، روابط پیچیده و اتفاقات غیرمنتظره خواهیم بود
خلاصه داستان: عشق بین جهان و هانجر در کمترین زمان ممکن شروع خواهد شد، اما هانجر از دردسر رهایی نخواهد یافت. بهیزا همه تلاش خود را برای متوقف کردن هانجر خواهد کرد، اما هانجر را از نگاه جهان متوقف کردن برای او به ذهن نخواهد آمد و از بدترین کارها برای رسیدن به این هدف استفاده خواهد کرد. اما به هر حال، بهیزا نمیتواند هانجر را از کنار جهان بزرگتر کند، بلکه هر تلاشی که بیشتر انجام میدهد، هانجر و جهان به یکدیگر نزدیکتر میشوند.
خلاصه داستان: «آراس» جوانی هفدهساله، جسور و بیباک است که برای پیدا کردن برادرش ــ تنها یادگار خانوادهای که در پنجسالگی از دست داده ــ به بدروم میآید. اما زندگی تازهای که در این شهر آغاز میکند، با گره خوردن سرنوشتش به خانوادهی قدرتمند «آککایا» به نبردی سخت و سرنوشتساز تبدیل میشود. دشمنی میان او و «تئومان»، پسر بیرحم و خطرناک این خانواده، و همچنین عشقی که میان او و «لیلا»، دختر خانواده آککایا، شکل میگیرد، بزرگترین آزمونهای زندگی جدید آراس خواهند بود. آراس از همان بدو ورود، با شجاعت و کاریزمای ذاتیاش توجه همه را به خود جلب میکند، اما خیلی زود به فردی نامطلوب و مزاحم در شهر تبدیل میشود. او در حالی که با تمام توان و صبرش برای ماندن و دوام آوردن میجنگد، دوستانی واقعی نیز پیدا میکند. با این حال، تلاشش برای یافتن برادرش، این دوستیها و عشقش را نیز به محک آزمایش میگذارد. سرانجام، وقتی برادرش را پیدا میکند، نوبت به فرو ریختن دیوار رازهایی میرسد که سالها گذشته را پنهان کرده بودند. آراس آن زمان درمییابد که ماجرا تنها به پیدا کردن برادرش ختم نمیشود. هنگامی که متوجه میشود حقیقت گذشته آنگونه که تصور میکرده نیست، خود را در میان نبردهایی بسیار دشوارتر و پیچیدهتر مییابد..