خلاصه داستان: خانی ظالم به اسم جلال خان وارد دهکده درخت نارون میشود و به ظلم و زور زمینهای تمام اهالی را غصب میکند ولی عثمان خان زیر بار نمیرود و در نهایت به دست جلال خان کشته میشود. از طرفی جلال خان صاحب فرزند پسری نمیشد و همسرش را تهدید کرده بود که اگر دوباره دختر بزاید هم او و هم دخترانش را خواهد کشت ولی باز تقدیر مصمم بود که موسایی در خانه فرعون رشد پیدا کند و در پی ماجراهایی پسر عثمان خان، بدون اطلاع جلال خان در خانهی او بزرگ شد…
خلاصه داستان: داستان عشق دیوانه و پرشور دو جوان که مسیرهایشان در یک تاکستان تلاقی می کند. این در مورد آزمون عشق و مبارزه Kerem و Sevda، مردم دو جهان متفاوت است.
خلاصه داستان: در داستانی که به ترتیبی اتفاق می افتد که حق قوی نیست، اما قوی حق است; نبرد بزرگ برای عدالت توسط یک جوان بی گناه در یک محله فقیر نشین علیه صاحبان واقعی نظم روایت می شود. اوموت که توانایی حافظه خارقالعادهای دارد، هر لحظه را که تجربه میکند تا کوچکترین جزئیات به یاد میآورد. او دوباره از این حافظه فوق العاده در مبارزه خود برای اثبات بی گناهی پدرش استفاده می کند. آلو که در اتوبوس شهری با او به شکلی پرحادثه ملاقات کرد، تبدیل به بزرگترین حامی اوموت در جستجوی عدالت برای پدرش می شود. هارون با هوش درخشان و ساختار عمیق خود و فجیر، یک جامعه شناس اصلاح ناپذیر، در طرف دیگر این جنگ قرار دارند. در تغییر توازن بین این نیروها، ما نبرد برای عدالت را تماشا خواهیم کرد که توسط اوموت انجام شده است، کسی که زندگی خود را برای پدرش که به بیماری آلزایمر مبتلا است، به خطر انداخته است.
خلاصه داستان: داستان این است که چگونه کودکی که در سنین پایین تلاش می کند در خیابان های سخت زندگی خود را حفظ کند به یک قاتل با استعداد و با تجربه تبدیل می شود.
خلاصه داستان: ملیکه متهم به قاتل شوهرش پس از بیست سال از زندان آزاد می شود. ملیکه که دغدغه دیگری جز پیوستن به دخترش که سال ها در حسرتش بوده نیست، نمی داند که دنیایی پر از دروغ در بیرون در انتظارش است. آنچه در انتظار ملیکه است نه تنها دروغ است، بلکه خانواده کینه توز شوهرش نیز برای انتقام لحظه شماری می کنند. در حالی که ملیکه باید در همان ابتدای زندگی جدید خود مبارزه کند، او بزرگترین نبرد خود را برای ایجاد صمیمیت با دخترش هازال خواهد داشت. اما این اصلا آسان نیست. چون هازال دختر واقعی ملیکه نیست. هازال بلافاصله پس از فهمیدن راز بزرگ دختر ملیکه از هلیا و چنگیز وارد عمل می شود. اینگونه است که او با برین آکسوی و دخترش دورو آکسوی رودررو می شود. برین که فکر می کرد به راحتی می تواند از شر هازال خلاص شود، بسیار در اشتباه بود. برین در حالی که سعی می کند از شر هازال خلاص شود، مرتکب چنین اشتباهی می شود که ملیکه و دورو را به درون حوادث می کشاند. حالا این فقط یک مسئله زمان است که همه دروغ ها برملا شوند..
خلاصه داستان: داستانی که از زمانی شروع می شود که فکر می کنید تمام شده ... یک زن 38 ساله و یک مرد 18 ساله: ریان و اوزر. یک رابطه عاشقانه خارقالعاده، علیرغم همه پیشبینیها، در یک شهر ساحلی در دریای اگه...
خلاصه داستان: سینان (بیرکان سوکولو) که نخبه کامپیوتر هست و به خاطر درونگرایی بیش از حد سعی در زندگی ایزوله دارد با آشنا شدن با نورا (اسرا بیلگیج) که از مدیران یکی از بزرگترین شرکت ها هست در های گذشته باز میشود با افشا شدن راز ها نورا هم با واقعیت رو به رو میشود و با هم یک ماجرای پرهیجان رو ...
خلاصه داستان: "داستان یک شب" حول محور زندگی دو شخصیت اصلی، بوراک دنیز و سو بورجو یازگی جوشکون، میچرخد. این دو نفر، که در ظاهر زندگیهای متفاوتی دارند، به طرز شگفتآوری در یک شب خاص به همدیگر برخورد میکنند. این ملاقات تصادفی زندگی هر دو را تغییر میدهد و آنها را به دنیایی پر از رازها، پیچیدگیها و احساسات متضاد میکشاند.
خلاصه داستان: سریال **"Kötü Kan"** داستان یه پلیس سابق به نام **کارتال** رو تعریف میکنه. کارتال که قبلاً پلیس بوده، الان مسئول امنیت یه کلاب شبانهست، ولی با یه گروه مافیایی خطرناک درگیر میشه. برای اینکه از این مخمصه خلاص بشه، تصمیم میگیره بره پیش بچههاش که سالهاست ازشون دور بوده. حالا باید هم از دست مافیا فرار کنه و هم تلاش کنه تا یه پدر خوب برای بچههاش باشه.
خلاصه داستان: لیلا با از دست دادن مادرش در جوانی و نداشتن کسی جز پدرش، با ازدواج مجدد پدرش، زندگی اش زیر و رو می شود. لیلا که توسط نامادری اش نور در زباله دانی رها شده بود، سال ها بعد برمی گردد تا پس از گذراندن امتحانات سخت انتقام خود را از نور بگیرد. «لیلا» مبارزه این زن جوان را با نامادریاش که زندگی او را تباه کرد، به نمایش میگذارد و در سفری عاطفی اش در جستجوی انتقام با عشق مورد آزمایش قرار میگیرد..