خلاصه داستان: کیم او جو، وارث نسل چهارم قدیمی ترین نانوایی کره، فردی کمال گرا و منطقی است که ناخواسته درگیر ماجرای یو مری میشود. یو مری طراح عجیب و تند مزاجی است که به دنبال یک شوهر صوری میگردد تا جایزه ویژه نوعروسان که یک خانه ویلایی لوکس است را حفظ کند.
خلاصه داستان: نو مو جین یک وکیل کار است. او نه حس عدالت دارد و نه آگاهی اجتماعی. برای او، این شغل فقط وسیلهای برای کسب درآمد است. او در حالی که با یک یوتیوبر به دنبال کشف فساد در حوزه کار است، خود را در آستانه مرگ میبیند. از آن زمان برای زنده ماندن، نو مو جین مشکلات کاریای را حل میکند که ارواح از او درخواست میکنند. او در جریان رسیدگی به این پروندهها، بهعنوان یک انسان و یک وکیل کار نیز رشد میکند.
خلاصه داستان: دو جی اوی، جراح پلاستیک، برای انجام خدمت عمومی مجبور میشود به جزیرهی دور افتاده و بدنام پیوندونگدو برود؛ جایی که از دریا و خاطراتش وحشت دارد. او در آنجا با یوک هاری، پرستاری مهربان اما مرموز، آشنا میشود که گذشته ای پنهان دارد. با کمک به مردم ساده دل جزیره، جی اوی کم کم ترسهایش را پشت سر میگذارد و معنای واقعی عشق و انسانیت را پیدا میکند.
خلاصه داستان: کانگ شی او مدیری خوش چهره اما سرد و سختگیر است و به همین دلیل در محل کار به عنوان بد اخلاق ترین فرد شناخته می شود. چا جی یون در کارش بسیار توانمند است و همکارانش برای او احترام زیادی قائلاند. او در زندگی روزمره اش دچار رخوت و بی انگیزگی شده و رابطه عاشقانه ای هم ندارد، اما زندگی عادی او با حضور رئیسش، کانگ شی او، کم کم دستخوش تغییر میشود.
خلاصه داستان: زینب که با پشت سر گذاشتن دوستانش ، همه فامیلاش و زندگیش به دنبال عشقش ارتان به آمریکا فرار کرده ، به همراه نا امیدی ها و یک بچه به ترکیه برمیگرده . از طرف دیگر هم وقت اون رسیده که فاتح که برای تحصیل به آمریکا رفته بود با نا امیدی به ترکیه و به کنار خانوادش برگرده . این داستان این دو نفر رو با دو زندگی متفاوت در راه بازگشت به خانه کنار هم میاره و …
خلاصه داستان: یک مشاور روان شناسی که بیش از حد احساسات دیگران را جذب میکند، با زنی روبهرو میشود که احساس همدلی را انکار میکند. در جریان یک اتفاق غیرمنتظره، این دو به هم نزدیک میشوند و کمکم یاد میگیرند احساساتشان را با هم به اشتراک بگذارند و روی زندگی و نگاهشان به دنیا تاثیر میگذارد.
خلاصه داستان: جم و ریحان قرار بود صاحب بچه ها ی سه قلو بشن و درست روز تولد جم این بچه ها بدنیا اومدن ولی یکیشون موقع تولد میمیره. درست همون روز یه بچه تازه متولد شده رو که در حیاط مسجد ترک شده بود به بیمارستان میارن و جم تصمیم میگیره اونو به جای بچشون که مرده بود بزرگ کنه. الان اون بچه ها بزرگ شدن و هرکدوم زندگی خودشون رو دارن ولی سریال مدام بین گذشته و زمان حال در گردشه…
خلاصه داستان: در این سریال داستان زوجی که بچههایشان را به خانه بخت فرستادهاند نقل میشود. این خانواده که سه تا از چهار فرزند خود را سر و سامان دادهاند، حالا در تدارک عروسی فرزند چهارم خود هستند و بخاطر رفتن تمام بچههایشان از خانه بشدت ناراحت هستند…
خلاصه داستان: داستان عشق کاملا محرمانه یک وارث چائبول که به دلیل تصادف با پاراگلایدر در کره شمالی فرود اضطراری داشت و یک افسر ویژه کره شمالی که عاشق او می شود و پنهان شده و از او محافظت می کند ..