خلاصه داستان: یه ازدواج سیاسی تو قرن ۱۶ باعث میشه امپراتور مغول، اکبر، با شاهدخت راجپوت، جودا بای، ازدواج کنه. با اینکه خیلیا مخالف بودن، اما کمکم عشق بینشون شکل میگیره و این رابطه عاشقونه، سرنوشت هند رو وسط دسیسههای درباری و جنگای بین مغولا و راجپوتا عوض میکنه.
خلاصه داستان: آقای کیم در یک بانک کوچک کار میکند. او به نظر میرسد یک پدر مجرد معمولی است که دخترش «مین جی» را بزرگ میکند، اما در واقع یک جاسوس سابق است که در ماموریت های ویژه ی زیادی شرکت داشته. او در لیست افراد تحت تعقیب کره شمالی قرار دارد و حضورش در کره جنوبی مثل یک بمب ساعتی است که نباید فاش شود. او با پنهان کردن گذشته اش، مثل یک شهروند عادی زندگی میکند تا اینکه دختر عزیزش مین جی ناپدید میشود. حالا او برای نجات دختر ش وارد عمل میشود و برای این کار، حاضر است راز خود را فاش کند و همه چیزش را به خطر بیندازد.
خلاصه داستان: فاتح یک معلم خوشتیپ و ایده آلیست و بسیار با صداقت تاریخ است. روزی که فاتح از دانشگاه فارغ التحصیل شد، یکی از همکارهای سابق پدرش به نام اورهان چیکیش باهاش رو به رو میشه و حقایقی در مورد تاریخ خانوادگی فاتح بهش میگه که اصلا ازشون خبری نداشت. پدر فاتح یک مهاجم(نوعی جنگجو و محافظ) از نسل عثمانی بوده و قربانی یک سوءقصد شده. این وظیفه ی مقدس که صدها سال ادامه داشته رو الان فاتح به عهده میگیره و زیر دست اورهان آموزش میبینه و با انواع گروهک های تروریستی و باندهای خلافی که زندگی مردم رو به خطر مینداختن مبارزه میکند…
خلاصه داستان: مصطفی و اینجی این راز 35 ساله را که از همه حتی از فرزندان خود توانسته اند مخفی نگه دارند حالا برایشان دردسر ساز شده است. یک مرد تک چشم که از گذشته آنها آمده است برای خانواده خطر بزرگی خواهد بود. سحر، دختر بزرگ خانواده کوزگون، یک وکیل موفق است. در طول سال های دانشگاه با بوراک که یک تهیه کننده فیلم هست عاشق و معشوق هم بودن.. سحر به طور ناگهانی تصمیم گرفت که جدا بشه و بخاطر گم کردن رد خود به تحصیل خود در آنکارا ادامه داد. پس از سالها فیلمی که عشق گم شده بوراک رو تعریف میکنه,سحر رو مقابل بوراک میاره و برای پنهان کردن اسرار زندگیش خیلی سختی خواهد کشید…
خلاصه داستان: یون دونگ جو و جی هانا، دو قهرمان طلای المپیک در رشتههای بوکس و تیراندازی، پس از ترک ورزش به دلیل مشکلات شخصی، بهعنوان افسر پلیس زندگی جدیدی را آغاز میکنند و با بیعدالتیهای اجتماعی مبارزه میکنند.
خلاصه داستان: جنگجو داستان قهرمان هایی به اسم “بوردو برلی” ها (نیروهای ویژه) میباشد که در سخت ترین شرایط دنیا خدمت میکنن و در مقابل سختی هایی که در ذهن نمیگنجه ایستادگی میکنن. ” اگه بحث وطن وسط باشه، هیچ چیز دیگه ای اهمیت نداره”
خلاصه داستان: در کره جنوبی که استفاده از اسلحه ممنوع است، ناگهان موجی از اسلحههای غیرقانونی وارد کشور میشود و جرائم مرتبط با آن افزایش مییابد. لیدو، کارآگاهی درستکار و تکتیرانداز سابق، به دنبال ریشه این اسلحهها میگردد. در مقابل او، مونبک، قاچاقچی زیرک و نقشهکش اسلحه قرار دارد. این دو مرد، هر کدام با انگیزهای متفاوت، وارد نبردی پیچیده میشوند.
خلاصه داستان: ته جونگ، مردی آرام و خوش رفتار، به ناحق به خاطر یک جنایت هولناک به زندان میافتد. پس از آنکه او درمییابد همه چیز توسط یوهان از پیش طراحی شده، در مسیر انتقام قدم میگذارد.
خلاصه داستان: این سریال داستان زندگی بارباروس خیرالدین پاشا، ملقب به ریش قرمز رو به تصویر میکشه. بارباروس خیرالدین پاشا که در زمان عثمانی کاپیتان دریایی دولت بود، پیروزی های فراموش نشدنی زیادی در جنگ های برون مرزی کسب کرد و باعث برتری عثمانی در دریای مدیترانه شد. اسم اصلی خیرالدین پاشا، رئیس خضر است که سه برادر به نام های اوروچ، اسحق، الیاس دارد.
خلاصه داستان: سریال ترکی قول درباره زندگی یک سرباز ترکیه ای ماهر و آموزش دیده به نام یاووز کاراسو و اهل کارابایر است. او و نامزدش زمانی که در استانبول یک حمله تروریستی انجام می شود، آنجا هستند که یاووز در این اتفاق نامزدش را از دست می دهد. هرچند که در این حادثه، بهار که جراح نیست، سعی می کند نامزدش را نجات دهد ولی ناموفق است