خلاصه داستان: بازیگر Binnur Kaya در سریال اتاق قرمز نقش روانپزشک رو ایفا میکنه و داستانهای واقعی راجع به روانپزشکی و اینکه چطور به صورت غیر منتظره ای خودشو درگیر زندگی بیمارانش میکنه رو نقل میکنه. دلیل تولید این سریال علاقه ی شدیدی است که بینندگان به صحنه های تراپی در عروس استانبول نشون دادند.
خلاصه داستان: مریم آکچا در ورودی یکی از بزرگراههای استانبول بلیط میفروشد. اون بسیار مهربان و دوست داشتنی هست.پدر او یک مغازه شیرینی پزی دارد که مریم در زمانهای اوقات فراغتش به پدرش در پخت شیرینی کمک میکند. قلب مریم گرفتار دادستان ” اوکتای ” است.زمانی که دادستان اوکتای همه ی برنامه های ازدواج را با مریم فراهم کرده بود مرتکب یک قتل میشود و …
خلاصه داستان: علی یه پسر حدودا سی ساله از یه خونواده ی پولداره و چون شخصی به اسم احمدو کشته سالهاست که زندان بوده….در سالهای آخر حبسش با دختری به اسم ماوی که باهاش نامه نگاری میکرده درست روزی که میاد بیرون آشنا میشه و تصمیم به ازدواج میگیرن…ولی اینکه ماوی بین اون همه آدم توی زندان علی رو واسه نامه نوشتن انتخاب کرده تصادفی نیست…ماوی خواهر احمده که سالها پیش مرده…هدفش اینه که آدمی رو که سالها باعث تبدیل شدن زندگیشون به کابوس بوده رو پیدا کنه …
خلاصه داستان: کسی که سنگینی زندگی و محبت دو فرزند رو در قلب خود حمل میکند. داستان مادری که علیرغم فقر و مبارزه با زندگی میتونه بچه هاش رو بخندونه و خودش رو در مقابل سختی های زندگی سپر کنه تا بتونه مراقب بچه هاش باشه…
خلاصه داستان: در این سریال در رابطه با خشونت علیه زنان کار میشه. دو خواهر به اسم های اومای و عمران بعد از سال ها دوری با تصادف های جالبی دوباره با همدیگه رو به رو میشن. ییلدیریم که عشق دوران جوانی عمران بود یه جراح قلب معروف شده و خواهرش اومای هم از یه زندگی روستایی فرار کرده بود و با معماری به اسم رفیک کارای ازدواج کرده و یه زندگی شهری ثروتمندانه رو شروع کرده. رفیک هم یه پسرخونده تقریبا بیست ساله خوشتیپ به اسم وولکان داره که مثل پسر خودش ازش مراقبت کرده. دیدار تصادفی اومای و عمران بعد از سال ها نه فقط برای اونا بلکه برای دخترانشون حایال(خیال) و حیات هم امتحان بزرگی خواهد بود. مخصوصا برای اومای که با زندگی و رازهایی که میخواست فراموش کنه رو به رو میشه…
خلاصه داستان: یک دختر کوچک هشت ساله استثنایی است که بر خلاف همسالانش بسیار متواضع و درخشان از جهان اطراف او است. هنگامی که عمه اش، که از زمان تولد مراقب او بوده است، او را ترک می کند، Öykü مجبور می شود که پدرش Demir را پیدا کند. متأسفانه دمیر، یک متهم غیرمسئول و کلاهبردار که در یک یتیم خانه بزرگ شده است، روزی که Öykü دمیر را پیدا میکند, دمیر دستگیر می شود و
خلاصه داستان: داستان این سریال به این شکل است که در حدود سال های 1970 میلادی در استانبول دو جوون که خودشون رو برای ازدواج حاضر میکردن با اتفاقی مواجه میشن که اصلا انتظارش رو نداشتن. ییلماز بخاطر زلیخا دست به قتل میزنه و مجبور به فرار میشه و زلیخا هم اونو تنها نمیذاره… دست تقدیر این دو رو به چوکوروا میکشونه. این دو جوون که با وجود تمام مشکلات مصمم بودن همچنان عاشق هم باشن ولی بعد از آشنایی با خانواده ی یامان که ارباب چوکوروا و صاحب مزارعی که ییلماز و زلیخا در اون کار میکردن بودن، همه چیز تا ابد عوض میشه.
خلاصه داستان: بعضیا قهرمان به دنیا میان اما بعضیا بعدا قهرمان میشن ماهیر کارا در هر دو صورت قهرمانه. ماهیر با خانوادش در یک محله زندگی می کنن. داستان ما برمیگرده به سال۱۹۷۳ که نظیف کارا پدر ماهیر به جرم کار نکرده به اعدام محکوم میشه چون در زمان نامناسب تو جایی بوده که نباید میبوده . اما همه اینها نقشه ای بوده برای به دام انداختن ماهیر که طی یه اشتباه به جای ماهیر پدرش نظیف گرفتار میشه …
خلاصه داستان: هان سو جین یک محقق ژنتیک و عاشق دی ان ای هست. او تصمیم میگیرد به رابطه خود با دوستش پایان دهد و به دنبال یافتن مردی برود که از نظر ژنتیکی با او سازگار است. او با یون وو، متخصص زنان و زایمان و کانگ هون آتشنشان آشنا می شود…
خلاصه داستان: اِ سون دختری سرکش، مثبتاندیش و پرانرژی است که رویای شاعر شدن دارد، اما به دلیل وضعیت مالی خانوادهاش نمیتواند به مدرسه برود. گوان شیک جوانی سختکوش و آرام است که در ابراز احساسات ناتوان است، اما از ابتدا تا انتها تنها اِ سون را دوست دارد و عشق خود را بیدریغ به او تقدیم میکند.